تبليغاتX
عارفانه
چارلز اسپنسر چاپلین در 16 آوریل سال 1889 در یک خانواده انگلیسی به دنیا آمد. کودکی او در صحنه های سرگرم کننده تفریحی می گذشت ، به همین خاطر از همان کودکی به هنرهای نمایشی روی آورد. او دوران کودکی و جوانیش را در فقر و تنگدستی گذراند و به همین خاطر در طول عمر همدردی عمیق خود را نسبت به تنگ دستان حفظ کرد.

چاپلین در سال 1913 در کمپانی کی استون به عنوان بازیگر سیار نمایش های وودویل استخدام شد و در نخستین فیلمش به نام در تلاش معاش نقش یک شیک پوش تیپیک را بازی کرد اما در دومین فیلمش به نام مخمصه غریب میبل در شکل یک ولگرد کوچولو ظاهر شد ، نقشی که بعد ها او را مشهور کرد و از یک فرد عامی به یک فرد مهم بدل کرد.

چارلی چاپلین نزدیک به سی و چهار فیلم کوتاه در کمپانی کی استون بازی کرد و در آن ها در نقش یک دلقک ریز نقش ، با کفش هایی که برایش بزرگ بودند بازی کرد ، اما استعداد چاپلین در ارائه نقش های ظریفتری بود ، بنابراین در 1915 قراردادی برای ساختن جهارده فیلم کوتاه دو حلقه ای با کمپانی اسانی بست. او کارگردانی این فیلم ها را خود به عهده گرفت وبا تجربه ای که داشت نقش خود را جلای بیشتری داد.

بهترین فیلم هایی که چاپلین در کمپانی اسانی ساخت : ولگرد ( 1915) ، شغل (1915) ، بانک ( 1915) و ... بود. به علت استقبال فراوان مردم قراردادی برای ساخت دوازده فیلم با کمپانی میوچوال بست. که از بهترین فیلم هایش در این کمپانی می توان به ، بازرس فروشگاه (1916 ) ، مامور آتش نشانی ( 1916 ) ، ساعت یک صبح (1916) ، مهاجر ( 1917 )، و... اشاره نمود . چاپلین این فیلم هایش را با وسواس و دقتی فراوان ساخت و دوازده شاهکار پانتومیم از آن به وجود آورد. این فیلم ها او را شهرت جهانی بخشیدند و استعداد فوق العاده او را در طنز به نمایش گذاشتند.

چاپلین تا ژوئن 1917 چنان اعتباری کسب کرد که قراردادی یک میلیون دلاری از طرف کمپانی فرست نشنال به او پیشنهاد شد ، تا هشت فیلم با طول دلخواه برای این کمپانی بسازد. به وسیله این قرارداد او توانست ، استودیویی برای خود بسازد و از سال 1918 تا 1952 تمام فیلم هایش را در آنجا ساخت. اغلب فیلم های اولیه ی چاپلین در کمپانی فرست نشنال با دقتی بی مانند و به صورت دو یا سه حلقه یی ساخته شده بودند ، از آن جمله می توان به زندگی سگی ( 1918) و دوش فنگ ( 1918) اشاره کرد. چاپلین در این فیلم ها انتقاد های اجتماعی را مطرح می کرد.


موفق ترین اقدام چاپلین در فرست نشنال ، کارگردانی نخستین فیلم بلند داستانی اش به نام پسر بچه(1921)
بود . این فیلم ماجرای بیکاره ای است که کودکی را بر در خانه اش می گذارند و او نیز کودک را بزرگ می کند و به او دل می بندد و ... . چاپلین در این فیلم شفقت را با طنز ی ظریف در می آمیزد و نارسایی اجتماع را برای دفاع از کودکان نشان می دهد. این فیلم شهرت جهانی پیدا کرد و بازیگر خردسال آن نیز ، که پنج سال داشت به یک ستاره بدل شد. آخرین فیلم چاپلین در فرست نشنال یک فیلم داستانی به نام زائر ( 1923) بود

چاپلین پس از اتمام قراردادش با کمپانی فرست نشنال ، به همراه گریفیث ، داگلاس فربنکس ( هنرپیشه مطرح مرد ) و مری پیکفورد ( هنرپیشه زن مطرح ) ، کمپانی یونایتد آرتیستز ( United Artists Corporation ) را تاسیس کرد. نخستین فیلمی که در این کمپانی ساخته شد ، فیلمی به نام زن پاریسی ( 1923) بود. این فیلم درام ماهرانه ای بود که کنایه های ظریفی را در خود داشت. در این فیلم چاپلین تنها در صحنه کوتاهی در نقش یک باربر ظاهر شد.


در فیلم جویندگان طلا( 1925)
چاپلین دوباره در نقش یک ولگرد کوچولو ظاهر می شود. این فیلم را شاخص ترین اثر چاپلین می دانند به طوری که هنوز هم مانند سال 1925 مورد علاقه مردم است و چاپلین شخصا آن را بر دیگر فیلم هایش ترجیح می دهد. در این فیلم ، چاپلین موضوع هجوم برای کشف طلا در منطقه آلاسکا در سال 1898 را دستمایه قرار داد و در فضایی سرشار از حرص و آز که جویندگان را به سوی گرسنگی و توهم و حتی مرگ می کشاند ، یک کمدی درّجّّّّّّّّّّّّه ساخت

چاپلین هم زمان با ناطق شدن سینما ، فیلم سیرک( 1928) را ساخت. سیرک ، فیلمی صامت با ساختاری زیبا بود و در مراسم اسکار 1929 ، جایزه ای به عنوان تنوع و نبوغ در نوشتن ، بازیگری ، کارگردانی و تهیه کنندگی را گرفت. چاپلین در حین ساخت این فیلم درگیر مسائل خانوادگی شد که باعث درگیری با مقامات مذهبی گشت.

با ناطق شدن سینما ، چاپلین توانست خود را با این تحول جدید وفق دهد. اولین فیلم مطرح ناطق چاپلین ، فیلم روشنایی های شهر(1931)
بود. روشنایی های شهر ، فیلمی احساساتی اما تاثیر گذار در باره ی بیکاره ای است که دل به دختر گل فروش نابینایی می بندد و برای معالجه چشم دختر تلاش می کند و دچار درد سر می شود ... . چاپلین خود این فیلم را یک « کمدی رمانس در پانتومیم » ، نامیده است.

img/daneshnameh_up/a/ad/modern4.jpg
فیلم مهم دیگر چاپلین ،
عصر جدید(1936) است. در این فیلم نیز انتقاد تلخ و گزنده ای مستتر است که به غیر انسانی شدن کارگران و مشکلات بی شمار آنها در عصر صنعتی شدن جوامع ، می پردازد ، عصری که حرص و طمع عده ای ثروتمند آن را تحت کنترل دارد. در نقاطی از امریکا به این فیلم لقب تبلیغات سرخ دادند. این فیلم با ساختار محکم و پیام اجتماعی نیرومند خود هنوز هم یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما است.

img/daneshnameh_up/f/f5/great_dictator.jpg
فیلم
دیکتاتور بزرگ(1940) ، نخستین فیلم کاملا ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل ، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل ، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به قتل عام یهودی ها می زند و اروپا را درگیر جنگ می کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را همچنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

در سال 1944 ، چاپلین را به علت سخنرانی های ضد امریکایی و به خاطر حمایت از شوروی به دادگاه کشاندند. بعد از این حادثه چاپلین فیلم موسیو وردو( 1946)
را ، که یک کمدی جنایی تیره و آزار دهنده بود ، ساخت.

آخرین فیلم آمریکایی چاپلین لایم لایت(1952)
( روشنایی های صحنه ) ، نام داشت. این فیلم در مورد تالار های موسیقی بود که چاپلین کودکی خود را در آن ها گذرانده بود. ماجرای این فیلم داستان تلخ و شیرین یک مجری صحنه پا به سن گذاشته است. لایم لایت ، فیلمی طولانی ، کند ، و از نظر سینمایی کهنه بود اما این فیلم بهترین نمونه گرایش چاپلین به منزلت و شایستگی های طبیعت انسانی است ، که انسان در قرن بیستم از هیچ کوششی برای نابود کردنش فرو گذار نکرده است. در همین سال ، چاپلین و خانواده اش به لندن دعوت شدند تا در نمایش لایم لایت در دربار انگلستان حضور یابند. در همان شروع سفر چاپلین فهمید که ویزای او برای برگشت به امریکا لغو شده است و به این ترتیب ، با این کار یکی از گرانترین و محبوب ترین ستارگان سینمای آمریکا از کشور طرد شد. بعد از آن ف چاپلین در انگلستان اقامت کرد و بعد به سوییس رفت .

پنج سال بعد پس از این واقعه طرد چاپلین از آمریکا ، او با فیلم سلطانی در نیویورک(1957)
پاسخ دادگستری آمریکا را داد. داستان این فیلم در مورد یک رهبر کشور اروپایی است که هنگام دیدار از ایالات متحد توسط کمیته مقابله با فعالیت های ضد امریکایی به اتهامی احمقانه بازداشت می شود و شخصیتش زیر سوال می رود ، همان طور که چاپلین شده بود. اما این فیلم به دلیل شایعات از نمایش در سالن ها ی بزرگ محروم شد و پس از چند هفته از کل سینماها جمع شد. این فیلم سرانجام در 1976 ، به نمایش در آمد و چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفت.

آخرین فیلم چاپلین ، کنتسی از هنگ کنگ ( 1967) نام داشت. این فیلم به ویزه در فیلم نامه ضعف داشت و در کارگردانی هم موفق نبود.

چاپلین در 25 دسامبر سال 1977 درگذشت.
+ نوشته شده توسط عارف در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 12:6 |
دیکتاتوری یا خودکامگی نوعی قدرت مداری است که برخی از ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

  • در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر با بگذارد.
  • به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
  • نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
  • به‌کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
  • فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
  • انحصار قدرت در دست یک نفر.
  • به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.

برخی از این ویژگی‌ها همگانی‌ترند؛ چنانکه می‌توان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، به‌زور به‌دست‌آوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.

+ نوشته شده توسط عارف در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 21:23 |
معنای علمی واژه فاشیسم عبارت ست از نظام دیکتاتوری متکی به اعمال زور و ترور آشکار که توسط ارتجاعی ترین و متجاوز ترین محافل امپریالیستی مستقر می شود. فاشیسم از طرف سرمایه انحصاری پشتیبانی می شود و هدف آن حفظ نظام سرمایه داری ست، در هنگامی که حکومت به شیوه های متعارف امکان پذیر نباشد. حکومت فاشیستی کلیه حقوق و آزادی های دموکراتیک را در کشور از بین می برد و سیاست خود را معمولاً در لفافه ای از تئوری ها و تبلیغات مبتنی بر تعصب ملی و نژادی می پوشاند.

فاشیسم زايیده بحران عمومی سرمایه داری ست. فاشیسم در مرحله ای از مبارزه شدید طبقاتی میان پرولتاریا و بورژوازی پدید می گردد که بورژوازی دیگر قادر نیست سلطه خود را از طریق پارلمانی حفظ کند و لذا به استبداد و ترور، سرکوب خونین جنبش کارگری و هر جنبش دموکراتیک دیگر و نیز به عوام فریبی های گزافه گویانه متوسل می شود. فاشیسم سیاست داخلی خود را به ممنوع کردن احزاب کمونیست، سندیکاها و سایر سازمان های مترقی الغا آزادی های دموکراتیک و نظامی کردن دستگاه دولتی و همه حیات اجتماعی کشور مبتنی می سازد. فاشیسم برای اجرای این مقاصد از دسته جات ضربتی، قاتلین و عناصر وازده و اوباش نظیر اس اس ها در آلمان هیتلری و پیراهن سیاهان در ایتالیای موسولینی استفاده می کنند. نژادپرستی و شوینیسم و تئوری های نظیر آن حربه های اساسی ایدئولوژیک

فاشیسم یک نظريه سیاسی و نوعی نظام حکومتی خودكامه است که نخست بین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ در ایتالیا و به وسیله موسولینی رهبری شد [۱] [۲].

فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری سرمایه مالی است، بر ضد سایر بخش‌های سرمایه داری و دیگر بخش‌های جامعه نظیر کارگران که در شرایط بحران حاد (اقتصادی) برای حفظ حکومت از به قدرت رسیدن کارگران در جامعه حاکم می‌شود.

این واژه بعدها در مفهوم گسترده‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم‌های دست راستی که دارای ویژگی‌های مشابهی بودند، اطلاق شد.

فاشيسم، از لحاظ نظری محصول توسعة نظری نژادباوری و امپرياليسم اروپايی بود، و از نظر اجتماعی محصول بحرانهای اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ جهانی اول. ولی با شكست كلی آن در جنگ جهانی دوم، از اعتبار افتاد. پس از جنگ، برخی حزبهای نوفاشيست در اروپا پديد آمدند (از جمله حزب نوفاشيست ايتاليا) ولی توفيقی چندان بدست نياوردند. در قاره های ديگر نيز رژيم هايی با ايدئولوژی فاشيستی پديد آمدند، مانند پرونيسم در آرژانتين به رهبری خوان پرون (1895-1974) كه در 1945-1950 ديكتاتور آرژانتين بود. اما پرونيسم آرژانتين با فاشيسم ايتاليا تفاوتهای مهمی داشت، از جمله اينكه سياست خارجی تجاوزگرانه نداشت و در داخل نيز به بهزيستی طبقةكارگر توجه خاص داشت.

+ نوشته شده توسط عارف در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 13:25 |
ایالات متحدهٔ آمریکا (به انگلیسی: United States of America و به اختصار: USA) کشوری در آمریکای شمالی، و به پایتختی شهر واشنگتن دی‌سی است. آمریکا سومین کشور پرجمعیت و چهارمین کشور پهناور جهان است، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع‌ترین کشور جهان شناخته می‌شود[۲]. آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است.[۳]

نظام حکومتی آمریکا در چارچوب قانون اساسی، و بر اساس سیستم جمهوری فدرال بنیان نهاده شده است. این کشور در سال ۱۷۷۶ میلادی (۱۱۵۵ ه.خ.)، در پی اعلام استقلال و اتحاد ۱۳ مستعمرهٔ سابق بریتانیا شکل گرفت.

کشور آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، در غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایه است. این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا دارد. آمریکا همچنین از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد. به علاوه، مجموعه‌ای از جزیره‌ها، ناحیه‌ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده‌اند.

این کشور با نام‌های دیگری مانند ایالات متحدهٔ امریکا، امریکا، آمریکا، ایالات متحده، اتازونی (برگرفته از واژهٔ فرانسوی États-Unis، به معنای ایالت‌های متحد) و ینگه دنیا نیز خوانده می‌شود.

شهروند ایالات متحدهٔ آمریکا را معمولاً «آمریکایی» می‌نامند.

+ نوشته شده توسط عارف در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 13:45 |
جري لوييس كمدين، تهيه‌كننده، نويسنده و كارگردان سرشناس آمريكايي است كه به‌خاطر شوخي‌هاي خنده‌آور و ژست‌هاي بامزه‌اش و بنياد خيريه‌اش معروف است. جري لوييس در طول مدت عمر حرفه‌اي خود جوايز متعددي را از جشنواره فيلم كمدي آمريكا، دوربين طلايي، اتحاديه منتقدين فيلم لوس‌آنجلس و جشنواره فيلم ونيز از آن خود كرده است و در منطقه يادبود مشاهير هاليوود دو ستاره براي خود دارد. لوييس در حال حاضر در لاس‌وگاس و نوادا زندگي مي‌كند. لوييس در سال 1946 با «دين‌مارتين» زوجي موفق را تشكيل دادند. اين دو در كنار برنامه‌هاي شبانه كه بسيار محبوب مردم بود، در چندين فيلم كمدي ظاهر گشتند كه از موفقيت بالايي برخوردار شدند. اين گروه دو نفره ده سال بعد منحل شد.

كار حرفه‌اي




لوييس در روز شانزدهم مارس 1926 در «نوارك» واقع در نيوجرسي چشم به جهان گشود. نام او را «جوزف لويچ» يا بنا به قولي «ژروم لويچ» گذاشتند. پدرش «دني لوييس» واريته (نمايش متنوع همراه با ساز و آواز) اجرا مي‌‌كرد. لوييس از سال 1942 يعني از شانزده سالگي بازي در نمايش‌هاي كمدي را آغاز كرد و دو سال بعد و در هجده سالگي ازدواج كرد.

مارتين و لوييس
لوييس شهرت اوليه خود را در كنار «دين ‌مارتين» خواننده به دست آورد. مارتين همواره مردي عاقل بود كه بايد با لوييس ديوانه سرمي‌كرد. گروه كمدي مارتين و لوييس با تعداد زيادي از نمايش‌هاي متنوع در دهه چهل معروف شدند. شايد شهرت و محبوبيت لوييس به اين خاطر بود كه بيشتر اوقات في‌البداهه از كلمات و حالات خنده‌آور استفاده مي‌كرد و زياد پايبند متن نبود. در اواخر دهه 1940 آن دو با برنامه‌هاي شبانه‌شان كاملا شناخته شدند. منتقدين اغلب قادر به توصيف حالات بي‌نظم و شلوغ آن دونبودند و فقط به يك جمله بسنده مي‌كردند: «مارتين آواز مي‌خواند و لوييس دلقك‌بازي درمي‌آورد.» ولي تماشاچيان از انرژي و هيجان اين تيم دو نفره لذت مي‌بردند و هميشه برنامه آنها را از تلويزيون و استوديو پارامونت پيكچرز دنبال مي‌كردند. كم‌كم نقش مارتين در فيلم‌نامه‌ها كمرنگ‌تر شد و توجهات، بيشتر به لوييس معطوف مي‌‌شد.به‌طوري كه يك‌بار چاپ lookعكسي بزرگ از اين زوج را در مجله كرد. اين عكس در حقيقت تصوير لوييس را نشان مي‌داد و تنها گوشه‌اي از صورت مارتين ديده مي‌شد. اين كار عملا مارتين را از لوييس دور كرد و سرانجام در سال 1954 اين زوج حرفه‌اي از يكديگر جدا شدند اما پس از جدايي هر دوي آنها به شهرت انفرادي دست يافتند. بارديگر كه اين دو در كنار هم ديده شدند در سال 1976 و در فيلمي به كارگرداني «فرانك سيناترا» بود كه بسيار مورد توجه مردم قرار گرفت. لوييس در سال 2005 در كتاب «اين ومن يك داستان عاشقانه» احساس خود را نسبت به همكار قديمي‌اش «دين مارتين» بيان كرد.

ستاره كمدي
پس از انحلال گروه «مارتين و لوييس»، جري در استوديوي پارامونت پيكچرز به كار ادامه داد و يك ستاره كمدي بزرگ شد. نخستين فيلم سينمايي او «مجرم ظريف» (1957) نام داشت. او پس از آن در پنج فيلم سينمايي ديگر ظاهر شد.
لوييس در دهه 1950 استعداد خود در زمينه آوازه‌خواني را به نمايش گذاشت و در اين بخش هم موفق ظاهر شد. آهنگ معروف او در آن زمان «فقط به تو بستگي دارد» نام داشت كه در سال 1958 اجرا شد. در سال 1960 در فيلم «پادو» بازي كرد. فيلمي كه نخستين كار او در زمينه تهيه‌كنندگي و كارگرداني بود. لوييس اين فيلم را در هتل «فونتن بلو» در ميامي و با بودجه‌اي بسيار كم ساخت. در آن زمان لوييس روزها در هتل فيلم بازي مي‌كرد و شب‌ها در آن برنامه اجرا مي‌كرد. او براي ساخت فيلم «پادو» از دوربين‌هاي ويديويي و دوربين‌هاي مداربسته استفاده مي‌كرد تا بتواند در هنگام بازي صحنه‌ها را ببيند. بعد از آن بود كه اين شيوه يك روش استاندارد براي ضبط فيلم‌هاي هاليوود شد. از ديگر فيلم‌هايي كه در آنها لوييس هم بازيگر و هم كارگردان بود مي‌توان به «مرد خانم‌ها»، «پسر پيغام‌رسان» و فيلم معروف «پروفسور ديوانه» اشاره كرد. از سال 1966 يعني وقتي چهل سال داشت ديگر لوييس آن جوان لاغر و چابك نبود. او ديگر كندتر كار مي‌كرد و بازي برايش سخت‌تر شده بود. از آن سال بود كه فروش فيلم‌هايش رو به كاهش نهاد تا جايي كه شركت فيلم‌سازي پرامونت پيكچرز احساس كرد ديگر به فيلم‌هاي كمدي جري لوييس نيازي ندارد.از آن پس لوييس به فكر ساخت فيلم‌هاي شخصي افتاد. در سال 1972 فيلم اكران نشده «روزي كه دلقك گريه كرد» را ساخت. اين فيلم داستاني درام داشت كه در اردوگاه نازي‌ها اتفاق افتاد. لوييس دليل اكران نشدن اين فيلم را مشكلات در امور مالي ذكر كرد ولي اخيرا در كتاب «مارتين و من» نوشت كه دليل اصلي اكران نشدن آن فيلم اين بود كه خود از كارش راضي نبود.از فيلم‌هاي بعدي جري لوييس «كار سخت» (1981) به كارگرداني خودش، «سلطان كمدي» (1983) اثر مارتين اسكورسيزي كه در آن با رابرت دنيرو همبازي بود، «روياي آريزونا» (1994) و آخرين كارش «استخوان‌هاي خنده‌دار» (1995) هستند اما لوييس در اروپا محبوب باقي ماند. منتقدين اروپايي همواره او را بازيگري تحسين برانگيز دانسته‌اند كه روي تك‌تك حركاتش تسلط كامل دارد و از اين زاويه او را قابل قياس با هوارد هوكس و آلفرد هيچكاك مي‌دانند. باوجود اين‌كه لوييس ديگر در فيلم‌هاي كمدي ظاهر نمي‌شود ولي هنوز هم مردم او را دوست دارند و حرف‌هاي بامزه او به صورت تكه كلام‌هايي درآمده كه در فرهنگ محاوره آمريكا جا بازكرده است.


امور خيريه




در سال 1952 لوييس «بنياد ضعف عضلاني» را تاسيس كرد و پس از آن در مناسبت‌هاي مختلف سعي كرد براي كمك به بيماران اين بنياد، كمك مالي جمع كند. تلاش‌هاي او تاكنون سبب جمع‌آوري بيش از دو ميليارد دلار گشته كه همگي صرف مراقبت‌ از بيماران عصبي عضلاني و تحقيقات علمي درباره اين بيماري شده است.
اوايل مارتين و لوييس در كنار هم اين كارها را انجام مي‌دادند ولي بعدها وقتي اين دو از يكديگر جدا شدند لوييس به تنهايي اين امر خير را ادامه داد. لوييس از سال 1952 رييس اين بنياد بوده است. در سال 1977 جري لوييس تنها شخصيت سرشناسي بود كه نامزد و برنده جايزه صلح نوبل شد و در سال 1985 از طرف سازمان دفاع آمريكا به‌خاطر خدمات عمومي قابل توجهش مدال افتخار دريافت كرد.


زندگي خصوصي
پدر و مادر لوييس «دني و رائه لوييس» نام داشتند و هر دو به‌طور حرفه‌اي در عالم هنر فعاليت مي‌كردند. پدرش نمايش اجرا مي‌كرد و مادرش در راديو پيانو مي‌نواخت وقتي جري تنها پنج سال داشت در راديو آواز خواند. وقتي پانزده ساله شد كاملا به اجراي پانتوميم و برنامه‌هاي كميك تسلط داشت. او كت و شلوار گشاد و آويزاني را بر تن مي‌كرد و نمايش اجرا مي‌كرد و با همين تجهيزات ساده همه را مي‌خنداند. در آن زمان بود كه «مكس كولمن» همكار پيشكسوت پدرش به او توصيه كرد كارش را جدي بگيرد چون حتما موفق خواهد بود و همين‌طور هم شد و شهرت لوييس جهاني شد. يكي از علايق هميشگي لوييس بازي «بيس‌بال» است. او در دهه پنجاه و شصت بيسبال بازي مي‌كرد و عضو تيم «لوس آنجلس لجرز» بود. لوييس در سال 1967استاد دانشگاه كاليفرنياي جنوبي شد و سلسله سخنراني‌هاي وي در آن دانشگاه در كتابي به نام «فيلم‌ساز مطلق» به چاپ رسيد. موضوعي كه شايد كمتر كسي از آن اطلاع داشته باشد. اين است كه لوييس هشت بار برنده جايزه بهترين كارگردان سال در اروپا شد. «ژان لوگ‌گو‌دارد» كارگردان فرانسوي درباره وي مي‌گويد: جري لوييس تنها كارگردان آمريكايي است كه فيلم‌هاي مترقي ساخته است. او بسيار بهتر از چاپلين و كيتون مي‌باشد. وقتي نامزد دريافت جايزه صلح نوبل شد، مجري مراسم درباره او گفت «جري لوييس مردي براي تمام فصول، تمام مردم و تمام اعصار است و نام او در قلب ميليون‌ها نفر از مردم دنيا برابر با صلح، عشق و برادري مي‌باشد.»لوييس در سال 1944 با «پتي پالمر» ازدواج كرد و 36 سال با او زندگي مشترك داشت. آنها پنج پسر به نام‌هاي گاري، ران، اسكات، كريس و آنتوني و هفت نوه و يك نتيجه دارند. جري در سال 1983 با «سم پيت‌نيك» ازدواج كرد. حاصل زندگي مشترك آنها دختري به نام «دانيلا سارا» متولد 1992 است كه به گفته جري «چراغ زندگي و هواي ريه‌هاي آنهاست.»لوييس يك شعار هميشگي دارد كه براي مردم بسيار زيباست. او مي‌گويد «من فقط يك بار زندگي مي‌كنم. بنابراين بگذاريد هر خوبي كه مي‌توانم بكنم و هر محبتي كه مايلم نسبت به ديگران ابراز دارم. بگذاريد، نه اين احساس را سركوب نمايم و نه آن را به تاخير اندازم زيرا ديگر به دنيا نخواهم آمد.»


+ نوشته شده توسط عارف در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 13:6 |
اچ آی وی (Human Immunodeficiency Virus) به سيستم دفاعی، يعنی دقيقا همان سيستمی که معمولا در مقابل عفونت ها از بدن دفاع می کند، هجوم می برد.

اين ويروس به يک نوع خاص از گلبولهای سفيد خون به نام "سی دی 4 +" حمله می کند. اچ آی وی اين سلول را ربوده، ژن های خود را وارد دی ان ای آن می کند، و از آن برای توليد ذرات ويروسی بيشتری استفاده می کند. اين ذرات سپس ساير سلول های سالم سی دی 4 + را آلوده می کنند.

آن دسته از سلول های سی دی 4 + که ميزبان ويروس اچ آی وی هستند در نهايت از بين می روند. نحوه نابودی اين سلول ها هنوز برای دانشمندان مجهول است.

با کاهش شمار سلول های سی دی 4 + توانايی بدن برای مبارزه با بيماری ها افت می کند و به تدريج به سطحی خطرناک می رسد. از اين مرحله به بعد بيمار به ايدز (Acquired Immune Deficiency Syndrome) مبتلا شده است.

اچ آی وی نوع خاصی از ويروسی به نام "رتروويروس" (retrovirus) است. هرچند اين رتروويرسها نسبت به ويروس های معمولی ارگانيسم ساده تری دارند، اما از ميان بردن آنها دشوارتر است.

ژن های رتروويروسها در داخل دی ان ای سلول ها لانه می کنند. به اين ترتيب هر سلول جديدی که از سلول ميزبان تکثير شود حاوی ژن های اين ويروس خواهد بود.

رتروويروس ها همچنين ژن های خود را با ضريب خطای بالا در سلول ميزبان کپی می کنند. توام شدن اين خصيصه با سرعت بالای تکثير اچ آی وی ، باعث می شود اين ويروس با همان سرعتی که منتشر می شود، تعيير شکل نيز بدهد.

علاوه بر اين، "پوششی" که ذرات ويروس اچ آی وی در آن محفوظ است، جنسی مشابه سلول های بدن دارد که باعث می شود سيستم دفاعی بدن نتواند ذرات ويروس را از سلول های سالم به راحتی تشخيص دهد.
+ نوشته شده توسط عارف در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 18:43 |
منشور كورش هخامنشی، كهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است و كشورهای آشتی‌جو نیز ناچار بوده‌اند تا برای رهایی مردمان خود از تاخت‌و‌تاز‌های همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است كه پیروزمندانِ میدان نبرد و چیره‌شدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شكسته و مردم فرودست رفتار می‌كرده‌اند؟‌ تاریخنامه‌های بشری بازگوكننده رفتار نیك كورش بزرگ، پادشاه نیرومندترین كشور آنروز جهان، و كنش‌های ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.
 
+ نوشته شده توسط عارف در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 9:37 |

©J.W. Cappelens arkiv دولت هیتلر خیال ایجاد امپراطوری گسترده و نوینی را در "فضای حیاتی" اروپای شرقی در سر می پروراند. تحقق استیلای آلمان براروپا - طبق برآورد رهبران آن دولت - نیاز به برپایی یک جنگ داشت.

پس از اطمینان از بی طرفی اتحاد جماهیر شوروی (با انعقاد پیمان عدم تعرض بین شوروی و آلمان دراوت ١٩٣٩)، آلمان در ١ سپتامبر ١٩٣٩ با تهاجم به خاك لهستان جنگ جهانی دوم را آغاز کرد. بریتانیا و فرانسه در واكنش به این عمل در ٣ سپتامبر به آلمان اعلام جنگ دادند. طی یک ماه، لهستان از نیروهای آلمان و شوروی شکست خورد و بین آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شد.

آرامشی نسبی که در پی شکست لهستان در ٩ آوریل ١٩٤٠ برقرار شده بود با تجاوز نیروهای آلمان به خاك نروژ و دانمارک پایان یافت. در 10 ماه مه ١٩٤٠، آلمان با تهاجم به فرانسه و همچنین کشورهای اطراف دریای شمال(هلند، بلژیک و لوکزامبورگ) كه مواضع بی طرفانه در جنگ اتخاذ كرده بودند، حملات خود به اروپای غربی را آغاز کرد. در ٢٢ ژوئن ١٩٤٠، فرانسه پیمان آتش بس با آلمان امضا کرد، که بر اساس آن حق اشغال نیمه شمالی کشور به آلمان داده شد و همچنین استقرار یک رژیم همدست آلمان در جنوب كه مقر آن در شهر ویشی بود مجاز اعلام شد.

با تشویق آلمان، اتحاد جماهیر شوروی كشورهای منطقه بالتیک را در ژوئن ١٩٤٠ اشغال کرد و آنها را در اوت ١٩٤٠ به خاک خود افزود. ایتالیا، به عنوان یکی از دول محور (كشورهای متحد آلمان) در ١٠ ژوئن ١٩٤٠ وارد جنگ شد. از 10 ژوئن تا ٣١ اکتبر ١٩٤٠، نازی ها با حمله هوایی به انگلیس جنگی را آغاز کردند که به نبرد بریتانیا معروف شد؛ آنها سرانجام در این جنگ شکست خوردند.

آلمان و متحدین آن پس از اطمینان خاطر از منطقه بالکان كه در پی تهاجم به یوگسلاوی و یونان در ٦ آوریل ١٩٤١ حاصل شد، در ٢٢ ژوئن به اتحاد جماهیر شوروی حمله کردند كه این عمل نقض آشکار پیمان آلمان و شوروی به شمار می رفت. در ژوئن و ژوئیه ١٩٤١، آلمان ها كشورهای منطقه بالتیک را نیز به تصرف خود درآوردند. رهبر اتحاد جماهیر شوروی، ژوزف استالین به جناح مخالف آلمان نازی و متحدانش پیوست و به یكی از رهبران اصلی متفقین در دوران جنگ مبدل شد. در طول تابستان و پاییز١٩٤١، سربازان آلمانی به میزان قابل توجهی در خاک اتحاد جماهیر شوروی پیشروی کردند، اما مقاومت شدید ارتش سرخ شوروی به آلمان ها اجازه نداد شهرهای كلیدی لنینگراد و مسکو را به تصرف خود درآورند. در ٦ دسامبر ١٩٤١، سربازان شوروی با یك ضد حمله چشمگیر آلمان ها را برای همیشه از حومه مسکو بیرون راندند. روز بعد، یعنی در ٧ دسامبر ١٩٤١، ژاپن (یکی از نیروهای دول محور) " پرل هاربر" در هاوایی را بمباران کرد. ایالات متحده بی درنگ به ژاپن اعلام جنگ داد. در ١١ دسامبر، آلمان و ایتالیا- با گسترش ابعاد درگیری های نظامی- به ایالات متحده اعلام جنگ دادند.

در ماه مه ١٩٤٢، نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا با هزار بمب افکن به شهر کلن در آلمان یورش برد و برای اولین بار دامنه جنگ را به درون آلمان کشاند. طی سه سال بعد، نیروهای هوایی متفقین به طور منظم تأسیسات صنعتی و شهرهای سراسر رایش را بمباران کردند، به طوری که تا ١٩٤٥ بسیاری از مراکز شهری آلمان ویران شد. در اواخر ١٩٤٢ و اوایل ١٩٤٣، نیروهای متفقین پیروزی های نظامی مهمی در شمال آفریقا بدست آوردند. شکست نیروهای مسلح فرانسه در جلوگیری از اشغال مراکش و الجزایر توسط متفقین منجر به آن شد كه آلمان ها در ١١ نوامبر ١٩٤٢ به دولت همدست خود در ویشی فرانسه حمله كرده و آن را به اشغال خود درآورند. واحدهای نظامی دول محور در آفریقا كه تعدادشان تقریباً به ١٥٠ هزار تن می رسید، در ماه مه ١٩٤٣ تسلیم شدند.

در جبهه شرقی، آلمان ها و متحدان آنها طی تابستان ١٩٤٢ مجدداً حملات خود را در اتحاد جماهیر شوروی آغاز کردند؛ هدف آنها تصرف استالینگراد در امتداد رودخانه ولگا و همچنین شهر باکو و میدان های نفت قفقاز بود. حمله آلمان در اواخر تابستان ١٩٤٢ در هر دو جبهه متوقف شد. در ماه نوامبر، سربازان شوروی ضد حمله ای را در استالینگراد آغاز کردند و در ٢ فوریه ١٩٤٣، ارتش ششم آلمان تسلیم شوروی شد. آلمان ها در ژوئیه ١٩٤٣ حمله ای دیگر را در کورسک آغاز کردند كه بزرگترین نبرد تانک در طول تاریخ قلمداد می شود، اما نیروهای شوروی با دفع حمله آلمان ها، به تفوقی نظامی دست یافتند که دیگر هرگز آن را در طول جنگ از دست ندادند.

در ژوئیه ١٩٤٣، نیروهای متفقین ابتدا در جزیره سیسیل پیاده شدند و سپس در ماه سپتامبر وارد خاک اصلی ایتالیا شدند. پس از اینکه شورای عالی حزب فاشیست ایتالیا، بنیتو موسولینی - نخست وزیر ایتالیا (و یكی از متحدان هیتلر)- را عزل كرد، ارتش ایتالیا زمام امور را بدست گرفت و در ٨ سپتامبر در مورد تسلیم شدن به نیروهای انگلیسی تبار آمریکایی وارد مذاکره شد. نیروهای آلمانی مستقر در ایتالیا کنترل نیمه شمالی شبه جزیره را به دست آورده و همچنان به مقاومت ادامه دادند. در ماه سپتامبر، کماندوهای اس اس آلمان، موسولینی را که توسط سران ارتش ایتالیا دستگیر شده بود نجات دادند و او یک رژیم دست نشانده نئو فاشیستی را(تحت نظارت آلمان ها) در شمال ایتالیا برپا کرد. نیروهای آلمانی شمال ایتالیا را تا زمان تسلیم در ٢ ماه مه ١٩٤٥ در تصرف خود داشتند.

در ٦ ژوئن ١٩٤٤ (D-Day یا روز استقرار ارتش متفقین در فرانسه)، بیش از ١٥٠ هزار تن از سربازان متفقین - در بخشی از عملیات گسترده نظامی - در فرانسه مستقر شدند و آن کشور تا پایان ماه اوت آزاد شد. در ١1 سپتامبر ١٩٤٤، یک ماه پس از عبور سربازان شوروی از مرز شرقی ، اولین گروه سربازان ایالات متحده وارد آلمان شدند. در اواسط ماه دسامبر، آلمان ها به یك ضد حمله ناموفق - معروف به نبرد "بولژ"- در بلژیک و شمال فرانسه دست زدند. نیروهای هوایی متفقین به تأسیسات صنعتی نازی ها از جمله تأسیسات واقع در اردوگاه آشویتس حمله کردند(هرچند كه اتاق های گاز هرگز مورد هدف قرار نگرفتند).

در ١٢ ژانویه ١٩٤٥، روسها حمله ای را آغاز کردند كه منجر به آزادسازی غرب لهستان و تسلیم مجارستان (یكی از دول محور) شد. در اواسط فوریه ١٩٤٥، نیروهای متفقین شهر درسدن آلمان را بمباران کردند كه منجر به كشته شدن تقریباً ٣٥ هزار غیرنظامی آلمانی شد. سربازان آمریکایی در ٧ مارس ١٩٤٥، از رودخانه راین عبور کردند. با حمله نهایی شوروی در ١٦ آوریل ١٩٤٥، برلین، پایتخت آلمان به محاصره نیروهای شوروی درآمد. هنگامی که نیروهای شوروی با نبرد و مبارزه راه خود را به سمت مقر صدراعظم رایش باز می کردند، در 30 آوریل 1945 هیتلر خودکشی کرد. در ٧ ماه مه ١٩٤٥، آلمان بدون قید و شرط به نیروهای غربی متفقین در ریمز و در ٩ مه به نیروهای شوروی در برلین تسلیم شد. در ماه اوت، اندکی پس از بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن توسط ایالات متحده كه موجب کشته شدن ١٢٠ هزار غیرنظامی شد، جنگ در اقیانوس آرام خاتمه یافت. در٢ سپتامبر، ژاپن نیز رسماً تسلیم شد.

جنگ جهانی دوم منجر به مرگ حدود ٥٥ میلیون نفر در سرتاسر جهان شد. این جنگ بزرگترین و مخرب ترین نبرد در طول تاریخ به شمار می رود

+ نوشته شده توسط عارف در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 19:11 |
وودی آلن پیش از آنکه یکی از فیلم سازان مطرح آمریکایی در قرن بیستم باشد، یک کمدین بود. هر چند او مدت کوتاهی در این عرصه به فعالیت پرداخت، اما همین زمان کوتاه تاثیر بسزایی بر شخصیت حرفه ای او در عرصه موسیقی و سینما به جا گذاشت. شخصیت حساس و عصبی منحصر بفرد او در مقام بازیگر، کارگردان و نویسنده، جزو شاخصه های بارز او بوده و هست.

وودی آلن با نام اصلی Allen Stewart Konigsberg اول دسامبر سال 9351 در بروکلین- نیویورک در یک خانواده یهودی متولد شد. او هشت سال از دوران کودکی اش را در مدرسه یهودیان سپری کرد، پس از آن در دبیرستانی به نام Midwood به تحصیلاتش ادامه داد. در آن زمان موهای قرمز رنگ او باعث شده بود تا در بین دوستان و هم کلاسی هایش به "قرمز" معروف شود. آلن با هدف کسب درآمد، به نوشتن قطعات طنز و فروش آنها همت گمارد، این فطعات در ستون های طنز روزنامه ها به چاپ می رسید.
+ نوشته شده توسط عارف در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 19:4 |
اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یا اتحاد شوروی یا بطور خلاصه شوروی، کشوری سوسیالیستی بود متشکل از روسیه و چندین جمهوری متحد، که از زمان تأسیس در ۱۹۲۲ تا زمان انحلال در ۱۹۹۱ بخش بزرگی از شرق اروپا و شمال آسیا را در برمی‌گرفت و پهناورترین کشور جهان شناخته می‌شد.

نام این کشور به روسی: Союз Советских Социалистических Республик (تلفظ: سویوز سُوتسکیح سوسیالیستی چـِسکیح رسپوبلیک) است که با مخفف CCCP (تلفظ: اس‌اس‌اس‌اِر) نمایش داده می‌شود. نام انگلیسی و بین‌المللی آن Union of Soviet Socialist Republics یا بطور خلاصه Soviet Union است که با مخفف USSR نگاشته می‌شود.

اتحاد جماهیر شوروی حاصل انقلاب ۱۹۱۷ روسیه بود و روسیه بخش بزرگ‌تر آن را تشکیل می‌داد. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ و درطی دوره‌ای که به جنگ سرد موسوم است، شوروی و آمریکا ابرقدرت‌های جهانی به شمار می‌رفتند، و بر تمام مسایل جهانی مانند سیاست‌های اقتصادی، روابط بین‌المللی، تحرکات نظامی، روابط فرهنگی، پیشرفت دانش به خصوص در فن‌آوری فضایی تاثیر داشتند. در این کشور تمام قدرت سیاسی و اداری در دست تنها حزب مجاز، حزب کمونیست اتحاد شوروی بود.

+ نوشته شده توسط عارف در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 18:58 |

درگیری قدرتهای بزرگ در اروپا و زیاده‌خواهی آلمان قیصری به جنگ جهانی اول منجر شد. صحنه‌ای از یک پیشروی زمینیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  جنگ اول: کشتارهای سنگر به سنگراین جنگ که از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ طول کشید و اولین فاجعه‌ی بزرگ قرن بیستم بود و در آن نطفه‌ی فاجعه‌های بعدی بسته شد، حدود ۱۰ میلیون کشته و ۲۰ میلیون زخمی به جا نهاد. آلمانی‌ها ۲ میلیون کشته دادند.یک تروریست صرب، دوک اعظم اتریش، فرانسیس فردیناند، و همسرش را در سارایوو، شهری در بوسنی هرزگوین ، ترور می کند.

28 ژوئیه 1914

امپراتوری اتریش ـ مجارستان به صربستان اعلان جنگ می دهد. روسیه آماده دفاع از صربستان می گردد.

یکم تا سوم اوت 1914

آلمان که متحد اتریش ـ مجارستان است، در یکم اوت به روسیه اعلان جنگ می دهد و در سوم اوت به فرانسه، متحد روسیه، اعلان جنگ می دهد.

2 اوت 1912

بریتانیا برای دفاع از بلژیک که در جنگ بی طرف بود، در برابر آلمان مهاجم وارد جنگ می شود.

اوت 1914

آلمانیها از بلژیک گذشته و به فرانسه حمله می کنند. آلمانیها ارتش فرانسه و نیروی اعزامی بریتانیا را به سمت پاریس عقب می رانند.

20 اوت 1914

آلمانیها روسیه مهاجم را در نبرد تاننبرگ شکست می دهند و از آنها را تا «پروشا» عقب می رانند. این منطقه جنگی موسوم به جبهه شرق می گردد.

سوم تا نهم سپتامبر1914

فرانسویها و بریتانیاییها در نبرد مارن آلمانیها را از نزدیکی شهر پاریس، پایتخت فرانسه به عقب می رانند. تاکسی ها سربازان فرانسوی را از پاریس به خطوط مقدم نبرد انتقال می دهند.

نوامبر 1914

پیشروی در غرب متوقف می گردد. طرفین متخاصم شروع به حفر خندقهایی می کنند که از ساحل بلژیک تا مرز سوئیس امتداد دارند. این منطقه جنگی موسوم به جبهه غرب می گردد. خطوط این منطقه تا سال 1918 چندان تغییر نخواهد یافت.

25 آوریل 1915

سربازان بریتانیایی و استرالیایی به امپراتوری عثمانی حمله می کنند و در گالیپولی ، شبه جزیره ای در غرب ترکیه مستقر می گردند. در این حمله، نیروهای مهاجم به سختی شکست می خوردند.

7 مه 1915

یک زیر دریایی آلمان، کشتی مسافری بریتانیایی «لوسیتانیا» را در اقیانوس اطلس غرق می کند. در میان غرق شدگان 128 آمریکایی وجود داشتند.

21 فوریه 1916

ارتشهای آلمان و فرانسه برای تسخیر شهر نظامی وردان در شمال شرقی فرانسه، وارد نبرد می شوند. نبرد تا ماه دسامبر به طول می انجامد و یک میلیون کشته بر جا می گذازد.

31 مه 1961

ناوگان جنگی آلمان و بریتانیا نبرد دوردست دانمارک انجام می دهند.

1 ژوئیه 1916

در اولین روز نبرد سوم، رودخانه ای در شمال غربی فرانسه، سربازان مهاجم بریتانیایی متحمل 60000 کشته و زخمی می شوند که از این میان 19000 نفر کشته می شوند.

6 آوریل 1917

زیر دریایی ها به تحریک آلمان به لنگر گاه ایالات متحده در اقیانوس اطلس حمله می کنند، رئیس جمهور وودرو ویلسون علیه آلمان اعلان جنگ می دهد.

31 ژوئیه 1917

ژنرال بریتانیایی، داگلاس هیک، نبرد پاسچندیل را آغاز می کند. در طی سه ماه جنگ، بریتانیاییها 6 کیلو متر (4مایل) پیشروی می کنند.

7 نوامبر1917

بلشویکها در روسیه قدرت را بدست می گیرند. آنها مذاکرات صلح با آلمان را آغاز می نمایند.

3 مارس 1918

بلشویکها قرارداد صلح برست ـ بیتوفسک را با آلمان به امضاء می رسانند.

21 مارس 1918

ژنرال آلمانی، اریش لودند ورف حمله گسترده ای را به فرانسه آغاز می کند. سربازان او ارتش متفقین را به سمت پاریس به عقب می رانند.

ژوئیه تا نوامبر 1918

نیروهای متفقین تحت فرماندهی ژنرال فرانسوی فردیناند فوش دست به حمله متقابل می زنند. فرماندهان آلمانی در می یابند که دیگر نمی توانند به مبارزه ادامه دهند.

11 نوامبر 1918

یک آتش بس موقت به جنگ در جبهه غرب پایان می دهد. حکمران آلمانی، قیصر ویلیام دوم، از آلمان به هلند که اکنون یک جمهوری است، می گریزد.
در آغاز قرن بیستم رقابت بسیاری بین قدرتمند ترین دولتهای اروپا، آلمان، اتریش، مجارستان، روسیه، فرانسه و بریتانیا وجود داشت.

حملات شیمیایی


img/daneshnameh_up/c/c8/jang_jahani_aval2.jpg
آلمان برای اولین با در آوریل
1914 از گازهای سمی استفاده نمود.


گازهای سمی بسیاری از سربازان را در جنگ جهانی اول از بین برد. ابتدا، سربازان برای اجتناب از استنشاق گازهای سمی، پارچه ای آغشته به بیکربنات سود را روی صورت خود قرار می دادند. ماسکهای ضد گازهای شیمیایی بزودی برای مقابله با حملات شیمیایی تولید شدند و در میان سربازان جبهه خط مقدم پخش گردیدند.


دولتهای رقیب


این دولتها برای تصرف مستعمرات جدید و تجارت در سرتاسر دنیا به سختی با یکدیگر رقابت می کردند. آنها هم چنین نیروهای مسلح عظیمی بوجود آوردند. بسیاری از رهبران اروپایی معتقد بودند که برا شروع جنگ تنها مسئله زمان مطرح است.

آلمان نیرومند


آلمان تا آن زمان مبدل به نیرومندترین دولت اروپا شده بود. اما حاکمان آن کشور با وجود روسیه در شرق، فرانسه در غرب، و بریتانیا که کشتیهایش بر دریا ها مسلط بودند. احساس محدودیت می کردند. حاکمان آلمانی می خواستند از جنگ برای توسعه قدرت خود در اروپا و از بین بردن دشمنانشان استفاده کنند.

نگرشها به جنگ


وقتیکه در ماه اوت 1914 جنگ اعلام شد، میلیونها تن از مردم شادمان در خیابانهای شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند. مردم تصمیم حاکمان خود برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می آورند. با این وجود، صحنه های دهشت انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد. یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند.

پیامدها


جنگ جهانی اول، چهار امپراتوری را نابود ساخت، امپراتوری آلمان تاج و تخت را از دست داد و دولت جمهوری جایگزین آن شد. امپراتوریهای شکست خورده اتریش ـ مجارستان و عثمانی هر دو از هم گسیختند و امپراتوری روسیه نیز بدست انقلابی های بلشویک افتاد.

جبهه غرب

img/daneshnameh_up/f/fb/jang_jahani_aval3.jpg
در نبرد این نقشه نشانگر
موقعیت جبهه غرب و نبردهای مهمی
سات که در طول این جبهه انجام یافته است.


تا پایان سال 1914م متفقین و دول محور ردیفی از خندقها را به طول 650 کیلومتر (400 مایل) از دریای مانش تا مرز سوئیس حفر نمودند و این ناحیه جبهه غرب نامیده می شد. آتشباری مداوم توپخانه ها زمین حائل میان دو نیروی متخاصم را مبدل به ناحیه ای وسیع و پر از چاله و گل و لای و بدون حفاظ نموده بود. بسیار از افراد در نبردهای سختی که در طول این جبهه اتفاق افتاد جان باختند.



قرارداد ورسای


بعد از جنگ، نشست بزرگی در سال 1919 در قصر ورسای، نزدیک پاریس، برای مذاکره بر سر استقرار صلح، به نام قرار داد ورسای، تشکیل یافت. رئیس جمهور ایالات متحده وودرو ویلسون (1924 ـ 1856) گفته بود جنگ بوجود آمد تا جهان را برای ایجاد دموکراسی امن نماید. او قصد تشکیل اروپای دموکراتیک از دولتهای ملی را داشت.

جامعه ملل


در سال 1920، امضاء کنندگان قرارداد ورسای، جامعه ملل را تشکیل دادند. اهداف این سازمان حفظ صلح در سرتاسر دنیا و حل و فصل نمودن اختلاف از طریق مذاکره بجای جنگ بود. جامعه ملل هرگز به ایفای این نقش موفق نگردید. ایالات متحده به این اتحادیه نپیوست.

غرامت


بریتانیا و بخصوص فرانسه می خواستند مطمئن شوند که آلمان نمی تواند دوباره جنگ دیگری راه بیاندازد. آلمانیها اجازه نداشتند ارتش بزرگی داشته باشند و می بایست غرامت می پرداختند (پول هنگفتی برای جبران خسارت کشورهایی که با آنها جنگیده بودند). با این وجود، آلمانیها از اصول صلحی که توسط متفقین پیروز، در قرار داد ورسای بر آنها دیکته شده یود، به وحشت افتادند. اکثر آلمانیها نمی پذیرفتند که آنها مسئول جنگ بوده اند و در برابر قرار داد صلح مقاومت می کردند.

تورم شدید


در سال 1923 بعد از آنکه آلمانیها از پرداخت غرامت خودداری کردند، سربازان فرانسوی قسمتی از آلمان به نام «منطقه صنعتی روهر» را اشغال نمودند. اقتصاد آلمان از هم پاشید و موجب تورم شدید گشت. پول آلمان بی ارزش شد و مردم حتی برای خرید یک فنجان قهوه احتیاج به یک فرغون پر از اسکناس داشتند.

آرامش گمراه کننده


سرانجام این بحران در آلمان فروکش کرد. تا سال 1924 زندگی در اروپا تقریبا بصورت عادی بازگشت. اما در پس پرده، آلمانیها هم چنان از نتایج جنگ جهانی اول ناخشنود باقی ماندند.


زندگی در خندق


شرایط زندگی در خندقها بسیار بد بود. زندگی افراد در زیر رگبار مسلسلها و آتش توپخانه دائما در معرض خطر بود.
img/daneshnameh_up/c/cd/jang_jahani_aval4.jpg
یک افسر بریتانیایی شرح می دهد که زندگی
در خندقها در جبهه غرب چگونه بوده است.


در هوای مرطوب، گل و لای همه چیز را می پوشاند. سربازها همچنین مجبور بودند که در خندقها غذا بخورند و بخوابند. موشهای بزرگ در اطراف پرسه می زدند و از اجساد رو به فساد تغذیه می کردند. پیش از حمله دشمن، آتشباری سنگین توپخانه وجود داشت که روزها به طول می انجامید و گاهی اوقات افراد را دیوانه می ساخت.

حقایق ثبت شده


بیشتر افرادی که در جنگ کشته می شدند مردان جوان بودند. فرانسه 4/1 میلیون کشته داد که در حدود یک دهم جمعیت مردان آن کشور است، آلمان نیز۲ میلیون کشته داد و رقم کشته های بریتانیا نیز 750000نفر بود. ایالات متحده 115000 و روسیه 7/1 میلیون کشته دادند.

+ نوشته شده توسط عارف در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 18:47 |
adolf2_400 

هيتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت، اگرچه به گفته شاهدان عينی، در آخرين دوران زندگی قيافه پيرمردی خسته و تکيده و بيمار را پيدا کرده بود.

آدولف هيتلر در سال ۱۸۸۹ در قصبه براونا در منطقه مرزی ميان امپراتوری اتريش - مجار و آلمان به دنيا آمد. نژادپرستی افراطی و نفرت از بيگانگان بخشی از تربيت او در سالهای کودکی بود.

شکست در هنر، ورود به ارتش

هيتلر در ميان همرزمان خود در حزب نازی

 

هيتلر در اوان جوانی به وين، پايتخت اتريش رفت و سعی کرد در ميان نقاشان برای خود جايی باز کند، اما احساسات تند او در عالم هنر مجال بروز نيافت.

در سال ۱۹۱۳ به مونيخ پايتخت ايالت باواريای آلمان نقل مکان کرد و وارد ارتش رايش شد که بستر مناسبی بود برای تجلی عقايد تند و افراطی او. هيتلر در سال ۱۹۱۴ به جبهه های جنگ جهانی اول پيوست و با سلاح در راه عقايد ميهن پرستانه خود پيکار کرد. او دو بار در جبهه زخمی شد.

نتيجه جنگ جهانی اول برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پيروزمند در "عهدنامه ورسای" شرايطی بس خفت بار را به اين کشور تحميل کردند. هيتلر مانند بسياری از هم نسلان خود، تسليم آلمان را رد می کرد، شکست آلمان را نتيجه اتحاد يهوديان و کمونيست ها می دانست و خواهان جبران آن بود.

هيتلر پس از جنگ در سی سالگی به فعاليت تشکيلاتی روی آورد و در سال ۱۹۱۹ به جريان فاشيستی حزب کارگری آلمان پيوست. در جريان فعاليت های تبليغاتی استعداد بی نظير خود را در ايراد سخنرانی های پرهيجان و تحريک آميز نشان داد. او شعارهای ساده و تکراری را با لحنی تند و آتشين بيان می کرد و نفرت و کينه توزی را به جان هواداران می دميد.

سخنرانی پيشوای رايش سوم. او از عوامفريبی يک افزار مهم در مبارزه سياسی ساخته بود

 

در سال ۱۹۲۱ هيتلر و هواداران افراطی او جريانی به نام "حزب سوسيالست کارگری آلمان" (با نام اختصاری حزب نازی) تشکيل دادند. اين حزب در سال ۱۹۲۳ در مونيخ دست به شورش مسلحانه زد. اقدام نازی ها به شکست انجاميد، هيتلر دستگير شد و نه ماه به زندان افتاد.

در مکتب خشونت

هيتلر مرام سياسی خود را به روشنی در کتاب "نبرد من" تشريح کرده است. به عقيده او عناصر "بيگانه" يا "غير آريايی" بايد از ميان ملت آلمان زدوده شود، تا پاکی و اصالت خون ژرمن تأمين گردد. ملت آلمان بايد خود را برای سروری جهان آماده کند. نازی ها حق خود می دانند که برای رسيدن به اين هدف از هر وسيله ای استفاده کنند و تمام اقوام و ملت های "پست و غير اصيل" را از سر راه خود بردارند.

ناسيونال سوسياليسم بيان ايدئولوژيک ساده و در عين حال کاملی برای يک نظام تام گرا (توتاليتر) است، که سلطه مطلق و انحصاری شالوده آن است، با شعارهايی از قبيل: ملت واحد، رهبر واحد، ايدئولوژی واحد، حزب واحد.

حزب نازی از سال ۱۹۲۵ سياست تازه ای در پيش گرفت که رياکاری و عوام فريبی در آن نقش بارزتری داشت. هيتلر در نطق های سطحی و بی مايه، اما آتشين خود وعده می داد که با تشکيل رايش سوم مردم آلمان به پيشرفت و بهروزی کامل دست خواهند يافت و تمام مشکلات جامعه حل خواهد شد.

با شکست "رايش دوم" در جنگ جهانی اول، در آلمان "جمهوری وايمار" تشکيل شده بود، که در بحران غرقه بود. در جامعه ای که لايه های گسترده مردم با بی کاری و فقر روبرو بودند، سخنان هيتلر برای برخی از ساده دلان جذابيت داشت.

در انتخابات سال ۱۹۳۲ حزب نازی ۳۰ درصد آرا را کسب کرد و نشان داد که به مهمترين نيروی کشور تبديل شده است. نيروهای مترقی و چپ نسبت به خطر قدرت گيری هيتلر هشدار می دادند.

تشکيل رايش سوم

در سال ۱۹۳۳ بحران سياسی عميقی آلمان را فرا گرفته بود. حاکميت راست گرای کشور بر آن شد که با استفاده از هيتلر به بن بست سياسی خاتمه دهد و قدرت روزافزون نيروهای چپ را مهار کند. هيتلر در رأس دولتی ائتلافی صدر اعظم آلمان شد.

هيتلر با رشته ای از عمليات خشن و توطئه های رذيلانه (مانند به آتش کشيدن رايش تاگ، پارلمان آلمان) به درهم شکستن مقاومت نيروهای مترقی، سرکوب مخالفان و تحکيم قدرت خود دست زد. او آشکارا اعلام کرد که برای رسيدن به هدف، يعنی پيروزی "رايش سوم" از هيچ جنايتی روی گردان نيست.

رژيم نازی طی دوازده سال حاکميت جهنمی خود در داخل کشور به اختناق شديد، و در سياست خارجی به تهديد و تجاوز ويرانگرانه دست زد.

حزب نازی برای سرکوب مخالفان سياسی و عقيدتی، در پپگرد و کشتار يهوديان، يگان های ضربتی ويژه ای مانند اس اس، اس آ و گشتاپو را سازمان داد. اين باندها در گسترش رعب و وحشت در سراسر آلمان و سرزمين های اشغال شده، و برپايی نظامی وحشيانه و خفقان آلود فعال بودند.

هيتلر برای نيل به آرزوهای جهانگشايانه خود زرادخانه عظيمی تدارک ديد تا با آتش و باروت "برتری جهانی رايش" را تأمين کند.

رژيم نازی در سال ۱۹۳۸ الحاق اتريش را به آلمان اعلام کرد. در اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله برق آسای پياده نظام مجهز آلمان (ورماخت) به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت. اين جنگ که مسئوليت مستقيم آن با هيتلر بود، به بهای جان نزديک پنجاه ميليون انسان تمام شد.

هيتلر در اوج اقتدار، فتح پاريس

 

هيتلر در در سال ۱۹۴۱ به خاک اتحاد شوروی حمله برد. در آخر همين سال با ورود آمريکا به جنگ، ارتشيان هيتلر در برابر جبهه وسيعی از نيروهای متفقين قرار گرفتند.

آغاز پايان!

ارتشيان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (مقاومت استالينگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پياده شدن نيروهای متفقين در نورماندی) ضربات سنگينی متحمل شدند.


از اوايل سال ۱۹۴۵ ارتش های متفقين راه خود را به درون سرزمين آلمان باز کردند. ارتش ايالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلين، پايتخت رايش سوم پيشروی کردند. در ماه آوريل ارتش سرخ برلين را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رايش پيش رفت.

هيتلر در مخفيگاه خود، به همراه همسر تازه اش اوا براون دست به خودکشی زد. با مرگ او نظامی سرنگون شد که طی چند سال از قاره اروپا ويرانه ای عظيم، و از کشور آلمان زندانی مخوف ساخته بود.


+ نوشته شده توسط عارف در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:41 |

چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) اصطلاح شاهنشاه بکار رفت . اين بدان جهت بود که مردم آريايي و غير آريايي فلات ايران و پيرامون آن به کشور هخامنشي پيوستند و خصوصا پادشاهان و شهرياران آنها نيز برتري کوروش را پذيرفتند .
شاهنشاه در پارسي باستان خشايه ثيه يعني شاه شاهان آمده است.

لباس ويژه شاهنشاه
شاهنشاه درهنگام صلح جامعه اي بلند از ديباي ارغواني که آستينهاي فراخ داشت و در زير آن پيراهن بلندي مي پوشيد که تا زانو مي رسد و مغزي سفيد داشت و کمر بندي روي آن مي بست . کفش شاه نيز ، زرين و پاشنه دار و نوک تيز بود . يونانيــان تـاج شاهنشاهيان هخــامنشي راتيار و يا گيسداريس خوانده اند .
شاه ، ريش دراز و موهاي مجعد داشت و بر تخت زرين مي نشست و عصاي زرين به دست مي گرفت .

فرمانها و نامه هاي سلطنتي به مهر شاه مي رسيد و نسخه اي از آن در دفاتر شاهي نگهداري مي شد .
پيش از داريوش ايران سپاه منظمي نداشت و ارتش آن بصورت افراد غير حرفه اي اداره مي شد . داريوش به تشکيل سپاه جاودان پرداخت که شمار ايشان به ده هزار تن مي رسيد . در هر شهر پادگاني وجود داشت که در ارگ آن شهر جاي داشتند و فرماندة آن دژها را ارگبد مي گفتند .

در زمان هخامنشي ايران به دستياري رعاياي فينيقي و يوناني خود داراي نيروي دريايي مهمي گرديد . اين نيرو ، ايران مرکب از سه گونه کشتي بود :

اول - کشتيهاي جنگي که پاروزنان آن در سه رديف يکي بالاي ديگري قرار مي گرفتند.

دوم - کشتيهاي دراز که براي حمل و نقل اسبها و سواره نظام بکار مي رفت .

سوم - کشتيهاي کوچکتر که براي حمل و نقل خوار و بار استعمال مي شد .

+ نوشته شده توسط عارف در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:27 |
ایامیدانیدکه سرعت صوت درهوا۳۰۴متربرثانیه است
+ نوشته شده توسط عارف در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 14:6 |
+ نوشته شده توسط عارف در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 20:9 |
ایامیدانیدکه دراروپاهیچ بیابانی وجودندارد
+ نوشته شده توسط عارف در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 19:37 |
ایا می دانید رومی ها نام پادشاه خدایان خود یعنی ژوپیتر را برای سیاره ی مشتری انتخاب کردند
+ نوشته شده توسط عارف در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 12:4 |
ایا می دانید انرژی راباواحدی به نام ژول اندازه گیری می کنند ؟
+ نوشته شده توسط عارف در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 11:53 |
ایامی دانیدهرچیزی با سرعت نورحرکت کندمتلاشی میشود
+ نوشته شده توسط عارف در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 10:44 |
ایا می دانستیدطوفان دربیابان میتواندحتی باعث ازجا کنده شدن سقف ماشینها گردد.
+ نوشته شده توسط عارف در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 21:55 |
به وبلاگه عارف خوش آمدید